داستان رنج زنان در زمان موسی علیه السلام مصیبت مادر موسی علیه السلام ام موسی از جمله زنانی بود که به دست فرعون و سربازانش رنج های سختی را متحمل شدند پروردگار متعال مصائب مادر موسی را در قرآن در بیش از یک سوره برای ما ذکر کرده است. و گفت: منزه است او ما بار دیگر به شما لطف کردیم هنگامی که آنچه را که نازل شده بود به مادرت نازل کردیم او در کشتی نجات یافت، پس در دریا نجات یافت بگذار دریا با سلاح به او حمله کند تا دشمن من و دشمن او او را بگیرد. و من به شما محبتی را از جانب من به شما ارزانی داشتم و بگذارید در برابر چشمان من انجام شود وقتی خواهرت رد می‌شود، می‌گوید: "آیا شما را به کسی راهنمایی کنم که او را حمایت کند؟" پس تو را نزد مادرت برگرداندیم تا چشمانش تسلی یابد و اندوهگین نشود و جانى را كشتى، پس تو را از اندوه نجات داديم و با بلاها آزموديم پس سالها نزد اهل مدیان ماندم، سپس به مقصدی رسیدم، ای موسی و حق تعالی فرمود و به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر دهد اگر بر او می ترسی، او را به رودخانه بینداز و نترس و غمگین مباش اگر او را نزد تو ببینیم و او را از پیامبران قرار دهیم پس خاندان فرعون او را برگزیدند تا آنان را دشمن و اندوهگین سازند زیرا فرعون و هامان و سربازانشان در اشتباه بودند. و همسر فرعون گفت: او برای من و شما چشمان شماست، او را نکشید، شاید به ما سودی دهد یا او را به فرزندی بپذیریم در حالی که آنها نمی دانند. دل ام موسی خالی شد اگر قلبش را به او نمی بستیم تا از مؤمنان باشد، تقریباً چنین می کرد او به خواهرش گفت: او را قطع کن. او را از پهلو دید در حالی که آنها متوجه نشدند قبلاً پرستاران را بر او حرام کرده بودیم، پس او گفت: آیا تو را به خانواده ای راهنمایی کنم که کفایت می کند و با او اخلاص داشته باشد؟ پس آن را به مادرش برگردانديم تا چشمانش تسلي يابد و اندوهگين نشود و بداند كه وعده الهي حق است ولي بيشتر آنان نمي دانند. خداوند فقط در قرآن از رنج مادر موسی (ع) برای ما یاد کرده است تا از او عبرت و موعظه ای بگیریم که در برابر فرعونیان زمان ثابت قدم باشد. پس خواهرم صبور باش و بر حق بایستی، مهم نیست که چه رنجی می کشی به خاطر کینه دشمنت از این دین. رنج ام موسی مراحل مختلفی را طی کرد مرحله اول، مدت بارداری است، یعنی اضطرابی که در تمام دوران بارداری با او ادامه می‌یابد، زیرا او می‌بیند و می‌شنود که اراذل فرعون، جاسوسی از زنان، چه می‌کنند. با جاسوسی از آنها برای اینکه بفهمند کدام یک از آنها باردار هستند، آنها را تا زمان زایمان زیر نظر می گیرند، سپس اگر پسر باشد فرزندشان را می کشند. او سعی کرد بارداری خود را پنهان کند تا کسی از آن خبر نداشته باشد و این رنج بزرگی بود که نه ماه طول کشید. ابن کثیر رحمه الله می گوید: ذکر کردند که وقتی فرعون بسیاری از مردان بنی اسرائیل را کشت، قبطیان ترسیدند که بنی اسرائیل نابود شوند. سختی‌هایی که بر آنان کشیده شده بود، به فرعون گفتند: «اگر این وضع ادامه یابد، احتمالاً پیرانشان می‌میرند و جوانانشان کشته می‌شوند». زنان آنها نمی توانند کاری را که مردانشان برای ما انجام می دهند انجام دهند، بنابراین این کار برای ما تمام می شود پس دستور داد تا یک سال بچه ها را بکشند و در سال وفات هارون علیه السلام در سالی که بچه ها را رها می کنند تنها بمانند. موسی در سالی که نوزادان را می کشند ذکر کرد و فرعون افرادی را برای آن تعیین کرد و قابله هایی را که به زنان نزدیک می شدند. هر که دید حامله شده نامش را شمردند. اگر در هنگام تولد فقط زنان قبطی او را می پذیرفتند و اگر کنیز به دنیا می آمد او را رها می کردند و می رفتند. و اگر پسری به دنیا می آورد، آن ذبح کنندگان با دستهای لطیف خود وارد می شدند و او را می کشتند و زشتی آنها از بین می رفت. مرحله دوم رنج بعد از تولد حضرت موسی علیه السلام ترس و اضطراب و شادمانی بود. یک حالت روانی خسته همراه با درد پس از زایمان و حالت روانی ناشی از زایمان دلیل آن بازرسی مداوم اراذل و اوباش فرعون ظالم و یورش و تفتیش منازل آنهاست. جست و جوی بچه های پسر و کشتن آنها در مقابل چشمان مادرشان امت موسی باید داستان کودکانی که توسط بردگان فرعون کشته شدند و چگونگی کشته شدن آنها را شنیده باشند. کشتن مادرانشان چگونه بود؟ چنین اخباری در آن زمان شایع بود به دلیل کشتارهای فراوانی که فرعون بر بنی اسرائیل انجام داد چنین وقایعی را در دل و فکر و ذهن مادر موسی تصور کنید و احتمال آن بسیار زیاد بود تصور کنید اگر این اتفاق برای فرزندش بیفتد به او آسیب می رساند و رنجش را بیشتر می کرد اگر مادران از به دنیا آمدن پسر خوشحال شوند، به خصوص اگر فرزند اول او باشد زیرا احساس می کنند حمایتی که پس از مرگ پدرش یا ضعف او به سراغشان می آید مادر موسی بر خلاف آن بود، زیرا او گرفتار ترس و آشفتگی بود در مورد چگونگی دفع این نوزاد و پنهان کردن آن از چشمان اسیران فرعون سردرگمی وجود دارد. ابن کثیر رحمه الله می گوید: هنگامی که مادر موسی علیه السلام از او حامله شد. او مثل دیگران توهم بارداری نداشت و ماما هم مانع او نشد اما هنگامی که او را به عنوان یک پسر به دنیا آورد، از او سیر شد و به شدت از او ترسید او را با محبت فراوان دوست داشت و هیچ کس موسی علیه السلام را ندید و او را دوست داشت. سعادتمند کسی است که او را دوست دارد، البته و به حکم خداوند متعال و من عشقم را بر تو جاری کردم با این رنجی که ام موسی می کشد، تسکین از خداوند متعال می آید خداوند متعال با وحی که به او نازل می کند و در روحش می افکند و به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر دهد اگر بر او می ترسی، او را به رودخانه بینداز و نترس و غمگین مباش اگر او را به تو برگردانند و او را از رسولان قرار دهند آل طاهر بن عاشور رحمه الله می فرماید: وحی در اینجا نزول الهام حقیقی است. این نقش معنایی در روح است که با روح شخص مورد خطاب طنین انداز می شود تا به توفیق خود در آن یقین داشته باشد و آن لطف خداوند متعال است ممکن است از طریق یک بینش خوب باشد که باعث شود فرد باور کند که درست است ابن تیمیه رحمه الله گفت: حق تعالی فرمود و هنگامی که به حواریون وحی کردم که به من و رسولم ایمان بیاورند و خداوند متعال فرمود: ما به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر دهد بلکه خداوند متعال درباره هر بهشتی فرمان آن را فرموده و نازل کرده است و خداوند متعال فرمود: و پروردگارت به زنبورها وحی کرد این وحی برای مردمی غیر از پیامبران است و در بیداری و خواب رخ می دهد ممکن است صدای تلفن باشد. صدا در روح شخص است، نه بیرون از خودش، در بیداری و خواب همچنین ممکن است نوری باشد که او در درون خود می بیند این همان مرتبه وحی است که در درون خودش بدون شنیدن صدای فرشته ای در پایین ترین و آخرین درجات رخ می دهد. این آغاز تسکین رنجی بود که ام موسی می کشید اما این پایان رنج نبود داستان رنج زنان در زمان موسی رنجی که فرد تجربه می کند ممکن است با ناپدید شدن یا کاهش آن ظاهر شود اما باز هم به حکمتی که آفریدگار تعلیم داده باز می گردد، سبحان الله سومین رنجی که ام موسی کشید چه بود؟ او با این الهامی که خدا به او داده چگونه عمل کرد؟ انشاءالله در جلسه بعدی ادامه می دهیم و الحمدلله رب العالمین داستان رنج زنان در زمان موسی علیه السلام