خلاصه مفاهیم اهل سنت منظور از حکم چیست؟ حکم خدا بر سه قسم است اولاً، یک حکم جبری بنده باید به آن راضی باشد و بر آن صبور باشد این سرنوشت و تقدیر است ثانیاً یک حکم قانونی غلام باید از او تبعیت کند همه دین با تمام قوانینش در آن گنجانده شده است قرآن کریم اشاره کرده است در آیات متعدد از خداوند متعال با این دو نوع حکومت درباره قضا و قدر و تقدیر الهی یعقوب علیه السلام فرمود و من در پیشگاه خدا برای شما فایده ای ندارم قضاوت فقط از آن خداست بر او توكل كردم و توكل كنندگان بر او توكل كنند و در مورد حکم قانونی یوسف علیه السلام فرمود قضاوت فقط از آن خداست دستور داد که جز او را نپرستید این دین ارزشمندی است اما اکثر مردم نمی دانند و حق تعالی فرمود آیا جز خدا به دنبال قضاوت هستم؟ گفت کی قضاوت نکرد با آنچه خداوند نازل کرده، همانانند آنها کافران هستند سوم، حکم کیفری در آخرت فقط برای خداست خداوند متعال فرمود: مولای روز قیامت. رابطه حاکمیتی با توحید همانطور که خداوند متعال راه می رود و در مورد داشتن شریک زندگی با او عبادت می کند از بودن با او نیز اجتناب می کند یک حاکم یا قانونگذار او بدون قضاوت او حکومت می کند همانطور که خداوند متعال فرموده است هر که به دیدار پروردگارش امیدوار باشد بگذار کارهای نیک انجام دهد هیچ کس را با عبادت پروردگارش شریک نمی‌کند و در قرائت ابن عامر و آن را با صورت نهی همراه نکنید حکمت او مانند عبادت اوست عبادت او وحدت است در حاکمیت وحدت وجود دارد این به خاطر بزرگی و غرور اوست بر تمام خلقت او قضاوت از آن خداوند متعال و بزرگ است و خداوند متعال می فرماید این نشان دهنده صلاحیت خداوند بر همه چیز است از احکام تقدیر و قانون قول او این است که خلقت از آن اوست یعنی او خالق همه مخلوقات است این شامل مفاد آن می شود جبرگرایی جهانی و گفتار او و موضوع شامل احکام شرعی شرعی آن می باشد خداوند قاضی است نام خدا ذکر شده است در قرآن کریم یک بار خداوند متعال فرمود آیا جز خدا به دنبال قضاوت هستم؟ یعنی یک حاکم قاضی و حاکم به همان معنای یا مشابه آن منشاء ممنوعیت فرمانروا را فرمانروا می گفتند جز اینکه کلمه قضاوت او در وصف خداوند متعال فصیح ترین است از کلمه حاکم زیرا اعراب به سختی از کلمه «حکم» استفاده می کنند. مگر کسی که در حکم خود منصف و عادل باشد غیر از حاکم که ممکن است قضاوتش عادلانه باشد ممکن است ناعادلانه باشد سنت نیز با صیغه حکم آمده است خداوند قاضی است و حکم اینجاست روایت ابوداود و توثیق البانی در مورد کلمه حاکم در قرآن جز به صورت عالی ذکر نشده است خداوند متعال فرمود او بهترین حاکمان است و حق تعالی فرمود و تو داناترین حاکمان هستی و خداوند فرمود: «داناترین داوران». که مؤید این گفته است که حکم او حاکم است در قضاوت او جز عدالت نیست و انصاف مخالفت با حکم خدا شرک است در صورتی که معلوم شد حکم بر آن چیزی است که خداوند نازل کرده است یکی از ارکان توحید به دنبال آن است در تشریع و تحلیل و نهی دیگران را با خداوند متعال شریک کرده است در وحدت الوهیت چون در اعمالش به خدا ملحق شد سبحان الله که شامل حکمرانی و قانون گذاری می شود قبلاً توضیح داده شد که خاخام های یهودی و راهبان مسیحی با اعلام حرام و نهی از حلال خودشون رو اینطوری میکنن همانطور که خداوند متعال فرموده است آنها خاخام ها و راهبان خود را بردند اربابان غیر خدا هر که غیر خدا را اطاعت کند و با او موافق باشد حلال دانستن حرام یا حلال را حرام کند یا محاکمه شود با علم و رضایت غیر از حکم خدا او خود را به عنوان یک مشرک با الوهیت همراه کرد در عبادت چون جهت دار است در عملش به غیر خدا کسی که به تنهایی حکومت می کند و خداوند متعال فرمود و اگر از آنها اطاعت کنید، مشرک هستید و او گفت نه، به پروردگارت سوگند، تا بر تو حکومت نکنند، ایمان نمی آورند در حالی که او بین آنها دعوا می کرد سپس آنها خود را خجالت نمی بینند از آنچه شما فرمان داده اید و آنها با تسلیم کامل تسلیم می شوند حرم یا حاکمی که حکم خدا را رد می کند و قانون آن و مخالف آن او ظالم و قانونگذار است که برای خدا شرک می ورزد چه قانونگذار فرد یا سیستم یا قانون اساسی یا مجلس شورای ملی جایی که خودشان را برتر می دانند و نیروی قدرتمند این کفر آشکار و شرک بزرگ است که خدای متعال را قبول ندارد از صاحبش، خواه صرفاً یا عادلانه ابن عبدالبر نقل کرده است اجماع بر کفر کسی است که چیزی را بپردازد خدا نازل کرد قانون ربا و رابطه آن با حاکمیت مجوز بانک های ربوی یکی از قوانین کلی است که همانطور که نباید مگر آنچه را که خدا و رسولش سفارش کرده اند او فقط از آنچه نهی می کند نهی می کند خدا و رسولش خداوند ربا را حرام کرده است هیچ کس نمی تواند آن را حل کند جواز حرام، شرک در ربا است و تهمت به خداوند متعال شرط تهمت نیست بلکه شامل تجزیه و تحلیل چیزی است که حل نمی کند و خداوند متعال فرمود هر کس برای خدا شریک قرار دهد دروغ ساخته است گناه کبیره ربا گناه بزرگی است که نشان دهنده جنگ خدا با عامل آن است به طور عمده قانونگذار آن است خداوند متعال فرمود ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید از ربا اگر مؤمن هستید اگر این کار را نکنید پس از خدا و رسولش اجازه جنگ گرفتند اگر بخواهد بانک های ربوی و اعطای مجوز فعالیت به آنها در حکومت و تشریع شرک محسوب می شود فریب مردم جایز نیست با نام هایی مانند فروع اسلامی و امثال آن بانک عاری از ربا است نکته محتواست برای یک فرم یکی از بزرگترین وام دهندگان در جهان امروز بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بر کسی پوشیده نیست که نتیجه وام دادن به آنها چیست برای کشورهای فقیر با علاقه افزایش فقر و نابودی اقتصادش او را از ظلم و ستم دور نمی کند ارائه حکم خدا و رسولش در شوراهای قانونگذاری تصویب آن منوط به تایید این شوراها است توسط قانون مثبت اعطا شده است حق تشریع مطلق اوست که این مجالس را چاپ می کند توصیف ظالم زیرا با این کار با خداوند متعال در تعارض است حتی اگر با حکم خدا موافق باشید زیرا این حکم پس از آن قانونی خود را در ایالت به دست می آورد پس از تصویب در شورا نه به این دلیل که با حکم خدا موافق است حتی اگر فرض کنیم که شورای قانونگذاری جدید بیاید او حکم قبلی شورا را لغو کرد و شخص دیگری شروع کرد به حکم جدید تبدیل خواهد شد این شرک محض در الوهیت است خداوند متعال با این افراد او به تنهایی حق قانون گذاری ندارد او صلاحیت کسب حکومت خود را نیز ندارد خصوصیت خود بند بودن بلکه از احکام خود انتخاب و انتخاب می کند بر اساس مصوبه این شوراها که به عنوان منبع اقتدار توصیف می شود که حق قانون گذاری دارد خداوند از آنچه ستمکاران می گویند منزّه است ارتفاع عالی این حقیقت در مورد این افراد است حتی اگر ادعای عشق خود به خدا را داشته باشند و رسولش و ما به این مردم می گوییم ستمکاران، اگر توانستیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بین ما زندگی کن در چیزی آیا اطاعت مستقیم از او بر عهده ما بود؟ یا بیانیه ایشان را به آن شوراها ارائه کنیم؟ اگر بگویند حتما باید ارائه شود در شوراهای آنها در مخالفت با حکومت خدا و رسولش افتادند این کفر و شرک آشکار است حتی اگر بگویند بلکه به فرمان او رضی الله عنه عمل می کنیم آیا غیبت کسی رسول اوست؟ او دلیل رویگردانی شما از شریعت خداست گرچه دین او جوان و لطیف باقی می ماند چنانکه بر او صلی الله علیه و آله نازل شد این شگفت انگیز است چگونه ملت منحرف شد درباره مفهوم حکم شرعی مسلمانان سخنان خداوند متعال را نادیده گرفتند از آنچه بر تو نازل شده پیروی کن از پروردگارت و پیروی مکن بدون او، نگهبانان کم یادت میاد و در مورد حکومت کبیر توحیدی اطاعت از هیچ موجودی نیست در نافرمانی خالق پس عبادت طاعت و پیروی را ترک کردند یا بخشی از آن به حاکمان و والیان و علمای فرقه گرای متعصب علاوه بر منافقین برای چه کسانی فضا آماده شده بود به خاطر جهل و نادانی که ملت را تحت کنترل داشت و ساده لوحی می توان به چهار دلیل اصلی اشاره کرد عدول از حکم شرعی او ابتدا رکود و بستن باب اهتمام فقهی از قرن چهارم هجری از زمان قضاوت در مورد بلاهای جدید ثانیاً مفهوم غلط عبادت که آن را محدود به تشریفات می کند نماز عبادی و روزه حج و غیره بدون عبادت اطاعت و پیروان برای هر چیزی که خداوند نازل کرده است شریعت در ذهن اکثر مسلمانان منزوی شد در مورد مسائل دیگر زندگی از دین و زندگی، دین و دولت سوم استعمار غرب کسی که با سیستم هایش حکمرانی را ارتقا داد که مدعی ارائه آن است و دلیل پیشرفت تمدنی ادعایی اوست او جانشین مردم اسلامی شد دولت هایی که از رژیم های او اطاعت می کنند چهارم، فریادهای استعمار که به اربابان خود کمک کردند با ترویج ایده جدایی دین در مورد ایالت عبادت باید محدود به مساجد باشد ربطی به سازماندهی زندگی مردم ندارد و امور آنها سه کشور اصلی آن را به اشتراک گذاشتند به جهان اسلام در دوره قرن دهم تا قرن هجدهم پس از میلاد دولت صفویه در ایران و دولت مغول در هند و امپراتوری عثمانی در حوزه مدیترانه در مورد دولت صفوی وابستگی او به اسلام اسم و عکس من این کشور شیعه اثنی عشری است بر اساس آراء و هوس مردان شیعه است تنها چیزی که به او اهمیت می دهد دعوا است امپراتوری عثمانی سنی در مورد دولت مغول در زمان ضعف امت اسلامی تأسیس شد اواخر عصر عباسی که مملو از مفاهیم نادرست است و آموزه های فکری انحرافی مغولان اسلام ناب را قبول نکردند بلکه به صورت انحرافی وارد آن شدند این امر با جهل به اسلام تسهیل شد تعداد اندک مسلمانان در هند برای هندوها لغو استفاده انگلیسی از جمله طبق شرع اسلام بدون هیچ مخالفت قابل توجهی در مورد امپراتوری عثمانی علیرغم تلاشهای ستودنی آن برای گسترش اسلام سنی به طور کلی علاوه بر تلاش او برای مقاومت غرب بیزانس و شرق مغول تاتار اما او نتوانست رفع کامل انحراف و عقب ماندگی که از اجدادش به ارث برده است نسبت به مکتب حنفی نیز بی تساهل است موجب مخالفت با گشودن باب اجتهاد شد که از قرن چهارم بسته شده بود هجری نقش استنباط فقهی همگام با واقعیت های مدرن قوانین خارجی وارد شد قواعد غیر از شرع به تدریج وارد شد به دولت با حسن نیت بدون توجه به خطر آن تا اینکه اوضاع به جایی رسید که سکولارها قدرت گرفتند طرفداران ایده جدایی دین در مورد ایالت حمایت از این بیانیه استعمار غرب است ملت بیشتر عاشقش شد در بیابان حکمی غیر از آنچه نازل شده است خدا و گمراهی او و بنابراین می توانیم بگوییم انحراف مسلمانان از نادانی آنهاست با حقیقت دینشان و قانون خدا در زندگی ناتوانی آنها در همگام شدن با رویدادها این خروجی اصلی سکولاریسم بود و حکم در آن غیر از آنچه خداوند نازل کرده است هنگامی که حکم به غیر از آنچه خداوند نازل کرده بود در اکثر کشورهای مسلمان رایج است بیان در این موضوع درست شده است از اهمیت بالایی برخوردار است بر علما و مبلغان امت واجب است آن را روشن کنید خدا عهد گرفت تبیین حقیقت بر اهل دانش است به مردم و نه مخفی نگه داشتن آن خداوند متعال فرمود و هنگامی که خداوند از کسانی که کتاب به آنان داده شده بود، عهد گرفت برای نشان دادن آن به مردم و آن را پنهان نکنید انتشار دانش در مورد این موضوع یک ضرورت فوری توسط آن حرکت کنید بعد از اینکه الطویل در افکار غلط افتاد در حین عکاسی از او عکس گرفتم موضوع حکمیت شرعی امری فرعی است ربطی به مشروعیت رژیم حاکم ندارد بلکه مشروعیت بر اساس این باورهای غلط است به دست آمده از طریق انتخابات و مجلس و شعارهای شیرین بلکه دوست داشتن شرک است و كفر به آنچه خداوند نازل كرده است از آنجایی که این گفته ظالمان را راضی نمی کند آنها فریب نخوردند آنها با قدرت و قاطعیت به هر کسی که با آنها مخالفت کند حمله می کنند انواع بلاها را بر سر او می آورند و سوء استفاده با دروغ و تهمت تحریف می کنند تصویری از طرفداران حقیقت که این را توضیح می دهند زیرا آنها تروریست و نادان هستند طرفداران حقیقت نیز باید خود را با صبر در برابر این دروغ مسلح کنید و به خود اطمينان بده كه بر حقيقت ثابت قدم بماند ما مخلص خدا و رسولش هستیم و هشداری در برابر دام و خطر حکومت داری او به حقیقت پاسخ می دهد در موضوع حکم شرعی دو شبهه وجود دارد اولا برخی سکوت را می بینند درباره توضیح این کفر آشکار نی نزاع و آنچه از گفته های او حاصل می شود از بدی هایی که ادعا می کنند آنچه از نظر آنها مهمتر است صبر و سکوت است تا اصلاح طلبان تقویت شوند او قادر است به زبان بیاورد و با ظالمان مقابله کند روی آن می گوییم بین شفاف سازی و تغییر تفاوت وجود دارد و چیزی که ما در حال حاضر خواستار آن هستیم بیانی است با زبان یا قلم بدون تغییر با دست و دندان تغییر از طریق مبارزه و رویارویی است اوست که ملزم به داشتن توانایی است مزایا و مضرات در نظر گرفته شده است و اما بیان توحید این بزرگترین شرک است که با آن باید با شرک بزرگ مقابله کرد این را تحت هیچ شرایطی نمی توان به تعویق انداخت زیرا شرک اکبر، وسوسه بزرگ است مندرج در کلام خداوند متعال فتنه بدتر از قتل است و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنگامی که کلام خداوند متعال بر او نازل شد برخیز و هشدار بده در مکه یارانش اسلام خود را پنهان می کنند پس برخاست و حقیقت را اعلام کرد شرک را توضیح داد و از آن برحذر داشت اما او تغییر را به زور به تعویق انداخت تا زمانی که بتواند این کار را انجام دهد بت ها از اطراف کعبه ناپدید نشدند جز فتح مکه در سال ۸ هجری قمری یعنی شر ادامه دارد تا 21 سال مجموع دوران مکه است هشت سال میثاق مدنی ضمن انذار از آن و بیان حقیقت از همان آغاز بعثت رسول، ثابت شده است خدا رحمتش کند و درود فرستد شبهه دوم این به آنچه اخیراً ظهور کرده خلاصه می شود از طرف برخی از طرفداران شر ما با این موضوع دست و پنجه نرم می کنیم برای کوچک شمردن آن و دفاع از حاکمانی که در آن سقوط می کنند دعا کنید که این فقط یک گناه است شرک بزرگتر نیست تا زمانی که شارع برای حکومت غیر خدا باشد او قضاوت خدا را انکار نکرد انجام آن غیرممکن نبود او از کسانی است که می گویند معبودی جز خدا نیست حدیث از ابن عباس رضی الله عنه می گوید در تفسیر کلام خداوند متعال و هر که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکند اینان کافرانند گفت کفر بدون کفر این درک یکی از آنهاست خطا را پاک کنید ترکیب عجیبی از چیزها همانطور که صرفاً قانون خدا را تغییر می دهد او بر اساس سایر قوانین بشری حکومت می کرد این خود کفر بزرگتر است آیا اشتقاق وجود دارد یا نه چون متون مشتق نشده بودند که دلالت بر کفر به جای شرع دارد و بدون قانون رحمان حکومت کرد برای حلالش این فقط یک دعاست آنها آن را از ساختارهای ایده خودشان آوردند اما لازم است زیرا حکم حکم خلاف شرع گناه است و نه کافر شرایط یا محدودیت های زیر اول اینکه شریعت باید حاکم باشد اسلام و منشأ قضاوت بر اساس قرآن و سنت و در مورد واقعیت مردم صدق می کند ثانیاً باید حکم مخالف وجود داشته باشد شرع برای حوادث خاص استثنا قائل شده است به این صورت بر مردم تحمیل نمی شود یک قانون عمومی الزام آور بلکه افتخاری از جانب حاکم است در یک مورد خاص برای منافع شخصی یا مثلا یکی از بستگان محکوم برای او دروغ است بنابراین حاکم در خطر بزرگی قرار دارد مرتکب گناه کبیره شد حتی اگر به حد کفر نرسد آیا قاضی یا حاکم باور نمی کند؟ کاری که او کرد را حل کنید اگر یقین داشته باشد که این مشکل حل شده است، به اجماع کافر است این مراد بن عباس است، خدا از هر دو راضی باشد با گفتن کفر بدون کفر همانطور که در مناظره خود گفت برای خوارج که کافر شدند با گناه و می خواهند علما در مورد تکفیر با آنها موافق هستند که در برخی مناطق حکومت می کرد خلاف شرع پیروی از هوی و هوس یا جهل به حکم با آن تایید آنها را توجیه می کنند آنها با شمشیر بر علیه آنها بیرون آمدند همچنین نشان می دهد که منظور همین است بن عباس خدا از هر دو راضی باشد تصویر تغییر قانون به طور کلی در زمان بن عباس اصلا وجود نداشت این به ذهن کسی نرسید هیچ کس اینطور فکر نمی کند او فکر می کرد که اجازه دارد حکومت کند مسلمانان بدون قانون خدا همچنین نباید قانونی وضع کند که با قرآن و سنت مخالف باشد سپس مردم را وادار می کند که به آن متوسل شوند اما این در دوران تاتارها ظاهر شد وقتی چنگیز خان نوشت کتاب الیسا این مرجع حکومت در میان مردم است او قوانین را برای مسلمانان به هم ریخت و دیگران برای ادیان اهل کتاب و دیگران و برخی از آداب و رسوم و سنت های رایج و آنچه او می خواهد یکی از قوانین است و قانون گذاری شیخ اسلام فتوا داد و او را کافر دانست و پیروانش که از او حمایت می کنند کفری که انسان را از دین خارج می کند جملات جامع و شیوا در مورد حکمرانی در اینجا چند گفته است عاقل دانشگاه در موضوع حکم شرعی اولاً در احکام شرعی نیست جز خوبی او نباید از چیزی در آن خجالت بکشد همچنین از اجرای برخی از احکام آن صرف نظر نمی کند به بهانه عدم بیگانه نشدن مردم از شرع آنها را در دین مبین اسلام دوست داشته باشید همانطور که برخی تصور می کنند این منجر به ناامیدی می شود و عدم موفقیت خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه و آله فرمود کتابی که بر شما نازل شد از این بابت خجالت نکش برای انذار و تذکر به مؤمنان ثانیاً چاقو زدن به خود و قضاوت خدا این حمله به خود قانونگذار است سوم لعنت خدا بر کسی که فانوس دریایی روی زمین نداشته باشد آنها نشانه های راهنما در مسیر مسافران هستند برای حفظ حقوق مردم پس در مورد کسانی که دین خود را تغییر دادند چه؟ منحرف کردن مردم از هدایت آنها به راه حق چهارم حکم آنها ممکن است برای مدت طولانی معتبر باشد برای دیگری خوب نیست، بلکه آن را خراب می کند به همین دلیل است که خداوند حکومت مردم را تضمین می کند حکمت او برای همه زمان ها مناسب است و هر مکان پنجم، به سوی ظالم برو حکومت خدا و رسولش را رها کرد نفاق محض است خداوند متعال در مورد منافقان و اهل کتاب فرموده است می گویند از ظالم قضاوت بخواهید به آنها دستور داده شد که به او کافر شوند ششم: حکم شرعی مردم را از هوس های حاکمان و سیاستمداران محافظت می کند خداوند متعال فرمود پس بر اساس آنچه خداوند نازل کرده بود، بین آنها داوری کرد دنبال خواسته های آنها نرو درباره آنچه از حق به شما رسیده است سخنان جمعی در مورد حاکمان یکی از شیواترین و جامع ترین سخنان درباره حاکمان است اولا حاکم خوب اوست که فرمان خدا و رسولش را گرامی می دارد او از قانون خود محافظت می کند و تسلیم آن می شود هیچکس اطاعت خود را دین نمی کند او تسلیم اطاعت خدا و رسولش می شود ثانیاً ملتی که در برابر سلطان اطاعت کند اطاعت از رحمان هیچ قومی دین ندارد او شکست خورده و شکست ناپذیر است سوم توصیه استاندار نه پنهانی است و نه علنی در هر صورت اما با توجه به علاقه و آنچه شرایط اقتضا می کند و اعتدال در آن این رویکرد سلف است چهارم، حاکم ظالم یا حمایت اطرافیان و مردم فرعون به قومش گفت بگذار موسی را بکشم پنجم پوشش بد چیزی نیست که شر را القا می کند در همان سلطان ستمگر بلکه شر ریشه در آن دارد او بود که این آستر را انتخاب کرد و آستر نیکی را دور نگه دار پس خداوند ظالم را مجازات می کند و آستر آن به طور یکسان VI آستر شیطانی مشتاق دانستن آن و کسب اقتدار است و خواسته هایش او او را به انجام این کار تحریک می کند، حتی بدون اینکه او محکوم شود برای نزدیک شدن به او و جلب حضور او خداوند متعال فرمود سران قوم فرعون گفتند تا فساد را در زمین بگسترانند و شما و خدایانتان را ترک کنند هفتم نشانه بدی برای حاکم برای اینکه خدا او را در معرض یک خط بد قرار دهد یا همدم بدی که سکه اش را تزئین کند خداوند متعال فرمود و براى آنان اصحابى قرار داديم پس آنچه را که پیش از آنان بود برایشان آراستند و آنچه پشت سر آنهاست مردم آن را می سازند خداوند متعال درباره فرعون و قومش فرمود پس قوم خود را خوار شمرد، پس از او اطاعت کردند آنها افراد بد اخلاقی بودند نهم اگر حاکم ظالم بخواهد به کسی ظلم کند استدلال ها و اتهامات نادرست ساخت تا عمل خود را توجیه کند وقتی فرعون خواست به جادوگران حمله کند، از موسی به آنها بگو و او را در ملاء عام شرمنده کن او گفت قبل از اینکه من به شما اجازه دهم به او ایمان داشتید او بزرگتر شماست که به شما جادو آموخت اگر دست و پای شما را بریدند در غیر این صورت، حتی اگر شما را به صلیب بکشیم در تنه نخل و خواهید دانست که عذاب کدام یک از ما شدیدتر است و بمان اگر از او خواستند به آنها بگویید باور کنند موسی علیه السلام متهم شد با تغییر دین و گسترش فساد در زمین خداوند متعال فرمود فرعون گفت: بگذار موسی را بکشم. و برای پروردگارش دعا کند می ترسم دین شما را تغییر دهد یا فساد در زمین پدید می آید دهم: بدون زمان وجود ندارد حاکمان یازدهم که به علما و مبلغان و مجاهدین تهمت می زند او اشتباهات آنها را دنبال می کند او از حکومت حاکمان چشم پوشی می کند نقطه شروع او برای این کار، اشتیاق او به دین بود دوازدهم حق مردم بر حاکمانشان بزرگ است پدر و مادرشون درست میگن یوسف علیه السلام نزد پدر و مادرش نرفت بعد از غیبت طولانی گفت و همه خانواده هایت را نزد من بیاور اما او این کار را کرد گله اش به دنبال او رفتند این باید همانطور که توضیح داده شده است توضیح داده شود حق حاکم بر رعایا سیزدهم بین مردم بر اساس آنچه می بیند قضاوت کند اما آنچه پروردگارش به او نشان می دهد خداوند متعال فرمود ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم بین مردم بر اساس آنچه می بینم قضاوت کنم خدایا پس کسانی که کمتر از او هستند چه؟ خدا رحمتش کند و درود فرستد چهاردهم هر که حرام را حلال کند یا از حلال نهی کند او یک حاکم مشروع نیست هیچ سرپرستی برای مسلمانان وجود ندارد و اما کسانی که حلال و حرام را ثابت کرده اند و تسلیم قانون خدای رحمان باشید سپس با عمل خود آن را نقض کرد او یک حاکم مشروع است آشتی می کند و بحث نمی کند