مادرمان عایشه رضی الله عنها ای عایشه، اول بگو، مهربان و دانا به من می گوید خداوند زن را آفرید او رابطه ای را که بین او و مرد وجود خواهد داشت به ما نشان داد و خداوند متعال فرمود اوست که شما را از یک نفس آفرید او را شوهرش کرد تا با او زندگی کند او همچنین گفت از نشانه‌های او این است که از جنس خودتان برای شما همسران آفرید همسران، تا در آنها آرامش پیدا کنید و ميان شما محبت و رحمت قرار داد همانا در این نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند آیات دلالت بر این دارد که مرد با زن راحت است و نه برعکس زیرا مرد دائماً خارج از خانه در حال رفت و آمد است او برای زندگی به خانه می رود و زن خانه اوست در حالی که زن در خانه تصمیم می گیرد در آن پایدار است و متحرک نیست حرکت بیرون از خانه برای او یک اورژانس بود و او در واقع متعهد نیست علاوه بر این، این حقی است که شما مطالبه می کنید بنابراین، او با یک مرد زندگی نمی کند اما او کسی است که در آن زندگی می کند در قرآن هیچ اشاره ای به سکونت زن با مرد نشده است اما آنچه گزارش شده این است که این مرد ساکن آن است و تا مرد بتواند با همسرش زندگی کند او باید حقیقتی را درک کند که با گذشت زمان تغییر نمی کند و نه با پیشرفت تمدن این است که فطرت زن با فطرت مردان متفاوت است خداوند متعال فرمود نر شبیه ماده نیست اگر مرد این واقعیت را اشتباه درک کند در فقر زندگی می کرد این طبیعت زنان است از یک جهت به مرد نمی خورد خطا قابل تکرار است حتی اگر مرد بارها و بارها آن را آموزش داده باشد به همین دلیل است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند زن از دنده آفریده شده است راه او شما را صاف نمی کند اگر از آن لذت می برید من از آن و کج بودنش لذت بردم اگه بری صافش کنی میشکنی طلاق او را شکست به روایت مسلم اگر زن از یک جهت با مرد موافق نباشد بهترین راه حل برای مقابله با آن چیست؟ راه حل مناسب برای برخورد با زنان این همان چیزی است که پیامبر صلی الله علیه و آله ما را به آن راهنمایی کرد با گفتن و انجام دادن هر که می خواهد با همسرش خوب رفتار کند باید سیره پیامبر صلی الله علیه و آله را مطالعه کند با همسرانش چگونه با آنها برخورد کرد؟ نمونه هایی از این موارد عبارتند از: گفتار او صلی الله علیه و آله و سلم زن از دنده آفریده شده است اگر می خواهید دنده را صاف کنید، می توانید آن را بشکنید او در خانه اش زندگی می کند به روایت احمد هدايت كرد رضي الله عنه برای استفاده از مدار با زنان برای ادامه زندگی با او و مدیریت کرد اینکه مرد با همسرش مهربان باشد تا زمانی که او را به حق بازگرداند یا به بهترین نحو او را از باطل دور نگه دارید نمونه عملی آن در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله است با همسرانش این داستان زیبا که زیبایی خلقت پیامبر صلی الله علیه و آله را به ما نشان می دهد در برخورد با همسرانش و مدارهای او برای آنهاست با اشتباهات مکرر آنها در مورد حسادت به داستان عن محمد بن قیس بن مخرمه بن المطلب او یک روز گفت از من و مادرم به تو نگویم؟ او گفت فکر می کردیم مادرش را می خواهد که زایمان کند او گفت عایشه گفت آیا من و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را برای شما بازگو نکنم؟ گفتیم بله او گفت او گفت وقتی شبی شد که پیامبر صلی الله علیه و آله با من بود برگشت و عبایش را پوشید و کفش هایش را در آورد پس آنها را زیر پای خود گذاشت لبه لباسش را روی تختش پهن کرد پس دراز کشید فقط یک وارث بود که فکر می کرد اعصابش را از دست داده است پس ردای خود را به آرامی گرفت و به آرامی کفش های خود را بردارید در را باز کرد و بیرون رفت سپس آن را به آرامی خشک کرد پس سپرم را روی سرم گذاشتم و آماده شدم ایزاری قانع شد سپس به دنبال او راه افتادم تا اینکه بقیع آمد و ایستاد بنابراین مدت زیادی بیدار ماند سپس سه بار دستانش را بالا برد سپس منحرف شد پس منحرف شدم پس عجله کن پس عجله کردم بنابراین او دوید پس دویدم پس بیار پس آوردم پس از او جلو افتادم و وارد شدم فقط زمانی بود که خوابم برد پس وارد شد و او گفت عایشه چه مشکلی داری؟ هاش، رابعه او گفت من چیزی نگفتم او گفت تا به من بگوید یا آن مهربون و آگاه به من بگوید او گفت عرض کردم یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو باد پس به او گفتم او گفت تو همان سیاهی هستی که من پیش خودم دیدم گفتم بله بنابراین اجازه دهید در قفسه سینه ام درد داشته باشم یا احساس گرسنگی کنم سپس گفت آیا فکر کردی که خدا و رسولش نسبت به تو ظلم می کنند؟ او گفت آنچه را مردم پنهان می دارند، خدا می داند بله او گفت جبرئیل با دیدن او نزد من آمد بنابراین او با من تماس گرفت و آن را از شما پنهان کرد جوابش را دادم و از تو پنهان کردم او در حالی که لباس هایت را پوشیده بودی وارد تو نشد و من فکر کردم که خوابم برده است از بیدار کردنت متنفر بودم می ترسیدم که او احساس تنهایی کند و او گفت پروردگارت به تو دستور می دهد که نزد اهل بقیع بروی و برای آنان طلب آمرزش کنی او گفت گفتم چگونه به آنها بگویم یا رسول الله؟ او گفت بگو درود بر اهل دیار چه مؤمن و چه مسلمان خدا بیامرزد ما کسانی که جلو می آیند و پشت سرمان می آیند و ما انشاءالله از شما پیروی خواهیم کرد به روایت مسلم چند مکث در این داستان وجود دارد اولین این یکی از داستان های حسادت عایشه رضی الله عنها است توجه می کنیم که شبیه داستانی است که در مقاله قبلی به آن اشاره کردیم جایی که شبانه او را در تختش گم می کند پس دنبالش میگردی گمان می رود نزد یکی از همسرانش رفته است سپس چیز دیگری را کشف می کنید پیامبر صلی الله علیه و آله نیز همین هدایت را تکرار کرد به او نگفت که ما قبلاً به تو یاد داده بودیم چرا اشتباه را تکرار می کنید؟ زیرا که خداوند او را رحمت کند او می داند که زن به یک شکل از مرد پیروی نمی کند او باید اشتباه را تکرار کند این درسی است برای همه مردان در برخورد با همسرشان مخصوصاً وقتی اشتباه را تکرار می کنیم دوم اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با همسرانش در این داستان مشهود است و نگرانی او برای راحتی او خیلی آرام رفت تا عایشه بیدار نشود اگر شب ها تنها می نشینید احساس تنهایی نکنید این از اخلاق و رحمت آن بزرگوار رحمت الله علیه است این درسی دیگری است که مردان باید آسایش همسرشان را در نظر بگیرند سوم عایشه رضی الله عنها حسادت می کند باعث شد که به این معانی بزرگ توجه نکند که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را زینت داد بلکه حسادت باعث شد که او نتواند عملکرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تحمل کند. روی بهترین بلبرینگ ها اما من او را با بدترین یاتاقان ها حمل کردم او فکر می کرد که او آن شب پیش یکی از همسرانش می رود این یک نوع ظلم به زن است اگر این کار را کرده باشد به همین دلیل پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود آیا فکر کردی که خدا و رسولش نسبت به تو ظلم می کنند؟ یعنی خدا و رسولش به شما ستم کنند عایشه به او اعتراف کرد که این فکری است که به ذهنش خطور کرده است و او گفت آنچه را مردم پنهان می دارند، خدا می داند بله حسادت زن را توجیه نمی کند که نسبت به شوهر بد فکر کند از این رو پیامبر صلی الله علیه و آله شبهه او را نفی کرد چهارم آن عایشه که خدا از او راضی باشد متوجه شدم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای دعای میت به بقیع می رود. با این حال، او به تماشای او ادامه داد و به خانه برنگشت او از خروج او اطمینان نداشت با اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توقف کرد و مدّت زیادی نماز خواند و همه اینها به خاطر حسادت است که او را از تفکر صحیح در برخورد با رویداد می رباید پنجم آنچه را که زن از نظر بد خود نسبت به شوهرش پنهان می کند، ممکن است از او پنهان بماند اما از خدا پنهان نیست پس زنان باید این حقیقتی را که عایشه رضی الله عنها گفته است احساس کنند آنچه را مردم پنهان می دارند، خدا می داند شش که عمل نادرست زن یا شوهر او ممکن است نشانه هایی از آن را نشان دهد و آنچه بر عایشه رضی الله عنها گذشت، خواری او بود پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود عایشه رابعه چه مشکلی داری؟ گفت من چیزی نگفتم گفت به من بگو یا آن مهربان و دانا بگو نفس عایشه بند آمده بود معده اش از نفس کشیدن تندش بالا و پایین می شود چون سریع می دوید پیشاپیش پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه برسم پیامبر صلی الله علیه و آله آن را ترک کرد او فکر می کند که او خواب است در چنین حالتی لازم است در اوج آرامش بودن این علامت دلیلی برای افشای حسادت او بود و آنچه حاصل آزار و اذیت او به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود ای زن مسلمان! شما در معرض عواقب حسادت خود هستید توسط کنترل های قانونی تنظیم نمی شود ممکن است برای شما فاجعه بیاورد با افکار بد و اعمال شرم آور انشاالله در جلسه آتی ادامه خواهیم داد الحمدلله پروردگار جهانیان است مادرمان عایشه رضی الله عنها