WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.000 --> 00:00:08.210
اقلام مردانه

00:00:08.210 --> 00:00:12.500
در حدیث ام زارع

00:00:12.500 --> 00:00:19.469
مادر محصولات و سعادت زندگی

00:00:19.469 --> 00:00:24.620
نوبت به ام زارا رسید

00:00:24.620 --> 00:00:26.620
او آخرین کسی بود که صحبت کرد

00:00:26.620 --> 00:00:30.620
او بیشترین جدایی را در زندگی با شوهرش دارد

00:00:30.620 --> 00:00:34.619
سخنان او خالی از اشاره به ماهیت زنان نیست

00:00:34.619 --> 00:00:36.619
پنهان کردن برخی حقایق

00:00:36.619 --> 00:00:39.740
و برخی مسائل را نشان دهد

00:00:39.740 --> 00:00:44.740
این توصیه برای هر مردی است که به دنبال حل مشکلات زناشویی است

00:00:44.740 --> 00:00:48.740
بیشتر زنان باید به این واقعیت توجه کنند

00:00:48.740 --> 00:00:50.740
جز رحمت پروردگارم

00:00:50.740 --> 00:00:53.740
به حرف های او تکیه نکنید

00:00:53.740 --> 00:00:57.740
او بدون فکر کردن، نگاه کردن یا گوش دادن به حرف شوهرش حکومت می کند

00:00:57.740 --> 00:00:59.740
یا از کی شکایت میکنی؟

00:00:59.740 --> 00:01:04.900
من شما را وا می گذارم تا در سخنان ام زارع تأمل کنید، شوهر عزیز

00:01:04.900 --> 00:01:06.900
برای استخراج خود

00:01:06.900 --> 00:01:09.900
ام زارع چه چیزی را از زنان پنهان می کرد؟

00:01:09.900 --> 00:01:13.900
در صحبت های طولانی او در مورد خودش و شوهرش

00:01:13.900 --> 00:01:16.219
ام زارا گفت

00:01:16.219 --> 00:01:18.219
شوهر من پدر خروس است

00:01:18.219 --> 00:01:20.219
و او پدر زراء نیست

00:01:20.219 --> 00:01:22.219
مردم از جواهرات گوش من

00:01:22.219 --> 00:01:25.219
و از چربی اندام تناسلی من پر شده بود

00:01:25.219 --> 00:01:26.219
و به من لبخند زد

00:01:26.219 --> 00:01:29.219
پس با خودم فریاد زدم

00:01:29.219 --> 00:01:32.219
مرا در میان مردم غنیمه بشق یافت

00:01:32.219 --> 00:01:35.219
پس مرا از اهل ساحل و حوت قرار داد

00:01:35.219 --> 00:01:37.219
لگدمال شده و تصفیه شده

00:01:37.219 --> 00:01:40.219
بعد می گویم: «زشت نباش.»

00:01:40.219 --> 00:01:42.219
و دراز می کشم و صبح می شود

00:01:42.219 --> 00:01:44.219
و من می نوشم و خودم را آرام می کنم

00:01:44.219 --> 00:01:46.420
مادر پدرم کاشت

00:01:46.420 --> 00:01:48.420
مادر پدرم چیزی نکارد

00:01:48.420 --> 00:01:50.420
آکومها راده

00:01:50.420 --> 00:01:52.420
و خانه او بزرگ است

00:01:52.420 --> 00:01:54.579
ابن ابی زرعه

00:01:54.579 --> 00:01:56.579
ابن ابی چیزی نساخت

00:01:56.579 --> 00:01:59.579
تخت او مانند یک اریب است

00:01:59.579 --> 00:02:01.579
و بازوی کفر او را راضی می کند

00:02:01.579 --> 00:02:03.799
دختر ابوذره

00:02:03.799 --> 00:02:05.799
دختر پدرم چیزی نکارد

00:02:05.799 --> 00:02:08.800
پدرش با میل و مادرش با میل

00:02:08.800 --> 00:02:12.800
و لباسش را پر کن و همسایه اش را خشنود کن

00:02:12.800 --> 00:02:14.960
کنیز پدرم

00:02:14.960 --> 00:02:16.960
کنیز پدرم چیست؟

00:02:16.960 --> 00:02:19.960
گفتگوی ما را پخش نکنید

00:02:19.960 --> 00:02:23.960
و آینه ما پاک نشود

00:02:23.960 --> 00:02:26.960
خانه ما را پر از لانه نکنید

00:02:26.960 --> 00:02:27.960
او گفت

00:02:27.960 --> 00:02:30.180
ابوذر بیرون آمد

00:02:30.180 --> 00:02:32.180
و مخاطرات در حال افزایش است

00:02:32.180 --> 00:02:36.180
او زنی را با دو پسر پیدا کرد که شبیه دو پلنگ بودند

00:02:36.180 --> 00:02:40.180
با دو انار زیر کمرش بازی می کنند

00:02:40.180 --> 00:02:43.180
پس از من طلاق گرفت و با او ازدواج کرد

00:02:43.180 --> 00:02:46.219
سپس با مرد مخفی ازدواج کرد

00:02:46.219 --> 00:02:48.219
شریا سوار شد

00:02:48.219 --> 00:02:50.219
و به صورت مکتوب دریافت کرد

00:02:50.219 --> 00:02:53.219
او به من نعمت های فراوان بخشید

00:02:53.219 --> 00:02:56.219
و از هر بو یک جفت به من داد

00:02:56.219 --> 00:02:58.219
و او گفت

00:02:58.219 --> 00:03:02.280
بخورید یا بکارید و خانواده خود را ببینید

00:03:02.280 --> 00:03:03.280
او گفت

00:03:03.280 --> 00:03:06.280
اگر همه چیز را جمع کنم به من می دهد

00:03:06.280 --> 00:03:10.819
به فشار رگ های پدرم نمی رسید

00:03:10.819 --> 00:03:14.819
این حدیث ام زور از شوهرش ابوزور است.

00:03:14.819 --> 00:03:16.819
و از صحبت های او

00:03:16.819 --> 00:03:20.819
ما متوجه ستایش بزرگ ابوذره شدیم

00:03:20.819 --> 00:03:23.819
ما می توانیم به وضوح استنباط کنیم

00:03:23.819 --> 00:03:25.819
عشق بزرگ او به او

00:03:25.819 --> 00:03:27.819
و شدت دلبستگی او به او

00:03:27.819 --> 00:03:30.819
و او همه چیز مربوط به او را دوست داشت

00:03:30.819 --> 00:03:32.819
از یک مادر، یک پسر و یک دختر

00:03:32.819 --> 00:03:35.819
حتی خدمتکار

00:03:35.819 --> 00:03:38.949
اما دقت کردی برادر شوهر عزیزم؟

00:03:38.949 --> 00:03:41.949
او در مورد مطلق خود صحبت می کند

00:03:41.949 --> 00:03:43.949
نه در مورد شوهرش

00:03:43.949 --> 00:03:47.110
زنانی که در این شورا حضور داشتند

00:03:47.110 --> 00:03:49.110
تعهد دادیم و قرارداد بستیم

00:03:49.110 --> 00:03:53.110
آیا چیزی را از شوهر خود پنهان نمی کنند؟

00:03:53.110 --> 00:03:56.110
آیا ام زارع درباره شوهرش صحبت کرد؟

00:03:57.110 --> 00:03:59.110
بله، در مورد آن صحبت کردم

00:03:59.110 --> 00:04:02.110
اما او شوهر دومی پیدا نکرد

00:04:02.110 --> 00:04:05.110
که او را از برکات مختلف غرق کرد

00:04:05.110 --> 00:04:09.110
در مقابل زنان شورا به چه چیزی افتخار می کنید؟

00:04:09.110 --> 00:04:13.110
بلکه تمام خوبی هایی را که او به او داده بود گرفت

00:04:13.110 --> 00:04:15.110
رفت پیش کسی که طلاقش داد

00:04:15.110 --> 00:04:18.110
در میان زنان به او افتخار کنیم

00:04:18.110 --> 00:04:21.209
پس ابوذره با او چه کرد؟

00:04:21.209 --> 00:04:24.209
تا زمانی که به او وابسته شوید

00:04:24.209 --> 00:04:27.209
چگونه با احسان ابی زرع برای او آشنا شد؟

00:04:27.209 --> 00:04:31.209
چرا با دیدن دیگران او را از دست داد؟

00:04:31.209 --> 00:04:36.500
او در دیگران چه چیزی دید که جایگزین او شود؟

00:04:36.500 --> 00:04:39.500
شاید ما برادر شوهر و خواهر زن هستیم

00:04:39.500 --> 00:04:42.500
ما در جزئیات زندگی یک مادر خروس زندگی می کنیم

00:04:42.500 --> 00:04:45.500
با کاشته شدن پدر در این حلقه ها

00:04:45.500 --> 00:04:48.500
شاید پاسخ قانع کننده ای پیدا کنیم

00:04:48.500 --> 00:04:50.850
برای این سوالات

00:04:50.850 --> 00:04:51.850
اولا

00:04:51.850 --> 00:04:54.850
سعادتی که ام زارع تجربه کرد

00:04:54.850 --> 00:04:57.910
ام زر در وصف سعادت گفت

00:04:57.910 --> 00:05:00.910
جایی که ابوذره زندگی می کرد

00:05:00.910 --> 00:05:02.910
مردم از جواهرات گوش من

00:05:02.910 --> 00:05:05.910
و با چربی استخوان بازو پر شده است

00:05:05.910 --> 00:05:08.910
و او مرا مغرور کرد، پس من به خودم افتخار کردم

00:05:08.910 --> 00:05:12.910
مرا در میان مردم غنیمه بشق یافت

00:05:12.910 --> 00:05:15.910
پس مرا از اهل ساحل و همسایه قرار ده

00:05:15.910 --> 00:05:17.910
لگدمال شده و تصفیه شده

00:05:17.910 --> 00:05:20.910
بعد می گویم: «زشت نباش.»

00:05:20.910 --> 00:05:22.910
و دراز می کشم و صبح می شود

00:05:22.910 --> 00:05:24.910
و من می نوشم و خودم را آرام می کنم

00:05:24.910 --> 00:05:28.389
سعادتی که ام زارع تجربه کرد

00:05:28.389 --> 00:05:32.389
با کاشته شدن پدرم شامل چندین دکل زیبا می شود

00:05:32.389 --> 00:05:34.389
اول یکیشون

00:05:34.389 --> 00:05:36.389
او را با جواهرات بپوشانید

00:05:36.389 --> 00:05:40.389
او گفت مردم از زیور گوش من

00:05:40.389 --> 00:05:44.420
ابوعبید الحراوی رحمه الله گفت

00:05:44.420 --> 00:05:47.420
حلانی گوشواره و روسری می خواهد

00:05:47.420 --> 00:05:49.420
تانوس در گوشم

00:05:49.420 --> 00:05:50.420
و اعصاب

00:05:50.420 --> 00:05:54.420
حرکت همه چیز آویزان

00:05:54.420 --> 00:05:57.259
یعنی طلا بپوش

00:05:57.259 --> 00:06:01.259
این یکی از مهم ترین انواع زینت برای بانوان است

00:06:01.259 --> 00:06:04.259
این چیزی است که او را بیشتر خوشحال می کند

00:06:04.259 --> 00:06:06.259
هر زنی طلا را دوست دارد

00:06:06.259 --> 00:06:09.259
او به پوشیدن آن در مقابل زنان افتخار می کند

00:06:09.259 --> 00:06:12.509
ثانیاً روغن آن

00:06:12.509 --> 00:06:16.579
گفت و روی بازویم پر از چربی شد

00:06:16.579 --> 00:06:19.579
ابوعبید الحراوی رحمه الله گفت

00:06:19.579 --> 00:06:21.579
او مخصوصاً بالای بازو را نمی خواست

00:06:21.579 --> 00:06:24.579
او تمام بدن را می خواست

00:06:24.579 --> 00:06:28.579
می گوید با مهربانی اش مرا چاق کرد

00:06:28.579 --> 00:06:33.579
اگر استخوان بازو چاق شود، بقیه بدن چاق می شود

00:06:33.579 --> 00:06:38.569
یعنی با مهربانی او را چاق کرده است

00:06:38.569 --> 00:06:42.569
این چاقی با نگرانی و مشکل همراه نیست

00:06:42.569 --> 00:06:46.920
بلکه با شادی و سعادت همراه است

00:06:46.920 --> 00:06:47.920
سوم

00:06:47.920 --> 00:06:50.920
زندگی او را پر از شادی و خوشی کرد

00:06:50.920 --> 00:06:55.920
گفت: و او مرا به خشم آورد، پس من خود را به خشم آوردم.

00:06:55.920 --> 00:06:59.019
ابوعبید الحراوی رحمه الله گفت

00:06:59.019 --> 00:07:02.209
یعنی او مرا خوشحال کرد و من خوشحال شدم

00:07:02.209 --> 00:07:05.209
قاضی ایاد رحمه الله گفت

00:07:05.209 --> 00:07:08.209
او را به خوبی با او توصیف کرد

00:07:08.209 --> 00:07:11.209
شیرینی و تجمل او امرار معاش اوست

00:07:11.209 --> 00:07:16.209
او را چاق کرد و خوشحالی او را در شرایطش نشان داد

00:07:16.209 --> 00:07:22.100
چهارم، انتقال آن از زندگی ساده به تجمل

00:07:22.100 --> 00:07:26.230
گفت: مرا در میان غنائم بشق یافت.

00:07:26.230 --> 00:07:31.230
پس مرا در زمره اهل ناله و زمزمه و لگدمال و خرخر قرار داد

00:07:31.230 --> 00:07:35.579
ابوعبید الحراوی رحمه الله گفت

00:07:35.579 --> 00:07:39.579
گفت: پس مرا در زمره اهل ساحل قرار داد و زوزه کشید.

00:07:39.579 --> 00:07:43.579
یعنی مرا پیش خانواده اش برد

00:07:43.579 --> 00:07:45.579
اهل اسب و شتر هستند

00:07:45.579 --> 00:07:50.579
زیرا ناله صدای اسب و بز صدای شتر است

00:07:50.579 --> 00:07:53.620
قاضی ایاد رحمه الله گفت

00:07:53.620 --> 00:07:57.620
او آن را به عنوان حمل و نقل از سواحل امرار معاش خانواده اش توصیف کرد

00:07:57.620 --> 00:08:00.620
و آنان را از غنائمشان آگاه کن

00:08:00.620 --> 00:08:03.620
به افراد دارای ثروت و دارایی های هنگفت

00:08:03.620 --> 00:08:07.620
از اسب و شتر و شتر و زراعت و گاو

00:08:07.620 --> 00:08:11.620
و حیوانات پایمال شده و بردگان و اسبها

00:08:11.620 --> 00:08:14.620
دستگاه های تصفیه مواد غذایی

00:08:14.620 --> 00:08:18.620
بهره و دام بسیار

00:08:18.620 --> 00:08:21.620
و پرندگان از خوردن آن لذت می برند

00:08:21.620 --> 00:08:25.620
این به این دلیل است که صاحبان گوسفندها افراد فقیر یا معیشتی هستند

00:08:25.620 --> 00:08:27.620
و بدون ثروت

00:08:27.620 --> 00:08:32.779
این زن از انتقال خود از آن حالت به این وضعیت مطلع شد

00:08:32.779 --> 00:08:36.779
او با شیر و گوشت این دام ها امرار معاش می کرد

00:08:36.779 --> 00:08:39.779
و غذاهای دیگر

00:08:39.779 --> 00:08:43.779
مخصوصاً با اشاره به نانی که پایمال شده و تطهیر می شود

00:08:43.779 --> 00:08:47.779
این بالاترین و گرامی ترین غذای اعراب بود

00:08:47.779 --> 00:08:51.779
فقط کسانی که ثروت زیادی دارند آن را پیدا می کنند

00:08:51.779 --> 00:08:54.779
و از روستاها و شهرها

00:08:54.779 --> 00:08:56.779
وگرنه بیشتر بهشون غذا میدم

00:08:56.779 --> 00:09:00.779
گوشت و شیر و خرما بود

00:09:00.779 --> 00:09:03.779
این چیزی است که شعر آنها نشان می دهد

00:09:03.779 --> 00:09:08.669
ثانیاً دلال ابی او را کاشت

00:09:08.669 --> 00:09:10.669
او توسط او لوس شد

00:09:10.669 --> 00:09:13.669
کاری نکن که او را خسته کند

00:09:13.669 --> 00:09:17.669
تا اینکه ام زارا این نوازش را اینگونه توصیف کرد:

00:09:17.669 --> 00:09:20.669
بعد می گویم: «زشت نباش.»

00:09:20.669 --> 00:09:22.669
و دراز می کشم و صبح می شود

00:09:22.669 --> 00:09:24.669
و من می نوشم و خودم را آرام می کنم

00:09:24.669 --> 00:09:28.830
ابوعباس قرطبی رحمه الله گفت

00:09:28.830 --> 00:09:31.830
بگو و صبح دراز بکش

00:09:31.830 --> 00:09:34.830
یعنی تا صبح میخوابم

00:09:34.830 --> 00:09:38.830
هیچ کس او را بیدار نمی کند زیرا او شریف است

00:09:38.830 --> 00:09:40.830
خدمات و کار کافی است

00:09:40.830 --> 00:09:43.860
عبدالعزیز الراجهی گفت

00:09:43.860 --> 00:09:47.860
او می گوید که با او حاکمیت مطلق دارد

00:09:47.860 --> 00:09:51.860
او صحبت می کند و هیچ کس به حرف های او پاسخ نمی دهد

00:09:51.860 --> 00:09:54.860
و صبح دراز می کشد

00:09:54.860 --> 00:09:56.860
یعنی زرد می خوابد

00:09:56.860 --> 00:10:00.860
چون خدمتکارانی دارد که برای او وسایل تهیه می کنند

00:10:00.860 --> 00:10:04.860
بر خلاف کسانی که خدمتگزاری ندارند

00:10:04.860 --> 00:10:07.860
او صبح بیدار می شود تا در خانه کار کند

00:10:07.860 --> 00:10:09.860
می نوشد و روایت می کرد

00:10:09.860 --> 00:10:12.860
آبیاری می تواند به هر چیزی که شما بخواهید برسد

00:10:12.860 --> 00:10:14.860
از شوهرش تعریف می کند

00:10:14.860 --> 00:10:18.860
اینکه او را دلداری داد و آنچه را که می خواست به او داد

00:10:18.860 --> 00:10:21.860
و به آن حاکمیت مطلق بدهید

00:10:21.860 --> 00:10:23.860
پس هر چه می خواهی حرف بزن

00:10:23.860 --> 00:10:25.860
و هر چه می خواهی بخور

00:10:25.860 --> 00:10:27.860
و هر چه می خواهی بنوش

00:10:27.860 --> 00:10:29.860
و هر طور که دوست داری بخواب

00:10:29.860 --> 00:10:32.860
به خوبی با لوازم عرضه شده است

00:10:32.860 --> 00:10:37.659
سعادت و متنعمى که ابوزرع به مادر زرعه داد

00:10:37.659 --> 00:10:40.659
این نشان از عشق زیاد او به او دارد

00:10:40.659 --> 00:10:42.659
و مواد معدنی خوبش

00:10:42.659 --> 00:10:44.659
چطور با ام زارا آشنا شدید؟

00:10:44.659 --> 00:10:47.659
این سعادت و این نوازش

00:10:47.659 --> 00:10:52.750
انشاالله در جلسه آتی ادامه خواهیم داد

00:10:52.750 --> 00:10:55.750
الحمدلله پروردگار جهانیان است
